شعری برای تو ...


   1   2   3   4   5   >>   >
   [آرشیو شده ها]

ساعت 6:5 عصر یکشنبه 12/3/1387

 


دوست دارم چقدر ماتم را


بی تو این چشم های زمزم را


کاش بی تو خراب می کردند


بر سرم دردهای عالم را


ای که در زیر پایت می ریزم


هر چه دارم و ندارم را


می سرایم غزل غزل با آه


روزهای که با تو بودم را


بی تو حتی بهشت زیبا نیست


می خرم آتش جهنم را


خلوتم را گواه می گیرم


اشک هایی که ریخت -نم نم - را


 

دوست دارم ...

¤ نویسنده: ز . هیوا

*تپش سایه ی دوست*( )

   1   2   3   4   5   >>   >
   [آرشیو شده ها]
3 لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[12/3/1387- 6:5 ع] دوست دارم ...
[14/1/1387- 7:30 ع] بگذار با مهربانی نگاهت کنم ...
[19/12/1386- 6:27 ص] تولد تنها دلیله زندگیم ...
[5/12/1386- 1:25 ع] گل سرخ ...
[23/11/1386- 6:11 ص] باز دوری ...
[2/11/1386- 11:16 ص] یا مهدی ادرکنی ....
[20/10/1386- 1:8 ع] سلام بر محرم ...
[12/10/1386- 11:10 ص] .........
[3/10/1386- 11:55 ص] تقدیم به بابا توحید مهربونم ....
[29/9/1386- 6:58 ص] نه ساله شدن دوری ....
[26/9/1386- 4:18 ع] معذرت خواهی ...
[21/9/1386- 2:48 ع] گریستم و گریستی ...
[17/9/1386- 2:13 ع] بسم الله ....

خانه
وررود به مدیریت
مشخصات من
 RSS 

:: بازدید امروز ::
0
:: بازدید دیروز ::
13
:: کل بازدیدها ::
2392

:: درباره من ::

شعری برای تو ...

ز . هیوا[13]
این شعر را برای تو می گویم در یک غروب تشنه ی تابستان در نیمه های این ره شوم آغاز در کهنه گور این غم بی پایان این آخرین ترانه ی لالاییست در پای گاهواره ی خواب تو پیچد در آسمان شباب تو

:: همراهانه شعری برای تو::

عاشقانه *آبجی فرزانه*
همسفر*آبجی شبنم*
توحید نامه*بابا توحید*
ارباب شیاطین *داداش مجید*
ته تغاری خانواده*آبجی زهرا*
به یاد ماندنی (2)*آبجی شیوا*
بی تو هرگز... *آبجی مرجان*
عجب روزگاریه*آّبجی زینب*
آتش عشق*آبجی آرمیتا و آبجی عسل*
عشق من خدا*داداش مهدی*
کالسکه سوار*آبجی شانیا*
وجزلبخندچیزی نگفت...*داداش مصطفی*
وب نوشت*داداش محمدرضا*
دل نوشته های من
کاش در دهکده عشق فراوانی بود*داداش علیرضا*

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ایمیل: